خرید بک لینک
اگر برفتی و عشقی دگر نصیبت شد برو ولی بر آنکس که ناز تو بخرد کسی که درک کند قدر « نازنینان » چیست تو را به عرش رساند ، به آسمان ببرد کسی که دوست بدارد تو را در همه حال همیشه بهر تو از خود ، وجود خود گذرد کسی که دیدن تو آرزوی او باشد همیشه نام تو را جز ره ادب نبرد کسی که با تو سراسر مهربان باشد قبا

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

تو را در خواب دیدن به بود از وقت بیداری که تو در خواب دیگر لااقل ما را نیازاری کنارت مینشینم ، خواب میبینم که آرامم که تو دیگر نگاهت را ز رویم بر نمیداری وصالت آنقدر شیرین بود در خواب من جانا که هرگز عمق زجر صبح فردا را نپنداری اگرچه دیرگاهی بیخبر از حال و احوالیم ولی از تو خبر دارم ، ولی از من خب

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

واژه ای خواهم برای وصف تو واژه ای والا ، برازنده ، وزین واژه ای تا بر بگیرد شوکت دختری از جنس دریا ، بی قرین واژه ای یکتا ، نباشد مثل او در میان آسمان ها و زمین من یقین دارم تویی معناگر آیه ی تبریک احسن خالقین واژه ای خواهم که با حسن و کمال عصمت و فرزانگی باشد عجین واژه ای خواهم برای وصف آن آریایی

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

گذشت بی تو زمان تاکنون ولی به چه سان ؟ بهای عشق تو سنگین و سخت بود و گران ندارم هیچ تصور ز فصل سبز بهار که چهار فصل حیاتم هماره بوده خزان شنیده ای تو ز مردی که عشق او را کشت ؟ اگر نه ، دفتر شعر مرا بگیر و بخوان قسم به مادر داغدیدۀ غم فرزند که صبر در پس هجران نبوده است آسان گذار عمر زداید غم دل از

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

هشتمین سال نبودت هم گذشت

بودنت کم بود ، اما باز بود

راست بود آن قصۀ مادربزرگ

بود همواره یکی ، آن یک نبود ...

ح.س

1395/11/26

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۶ساعت 22:1 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

نامه ای دستم رسیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! رنگ رخسارم پریده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! پستچی امضاء گرفت و بیخبر من را رها کرد قلب ، سر تا پا تپیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! نیست در آنسوی نامه از فرستنده نشانی اضطرابم قد کشیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! پای من تاب و توان ایستادن را ندارد من نفسهایم بری

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

از عشق چه داغ ها که دیدیم

از عشق چه زخم ها که خوردیم

صدبار در آستانه ی مرگ

رفتیم ز غم ولی نمردیم

ما در پس عشق گریه کردیم

با بغض نهان نزاع کردیم

در روز فراق سرد و آرام

لبخند زنان وداع کردیم

از ساحل آرزو گذشتیم

تنهایی خود نظاره کردیم

در کشتی بیکسی کسی را

بدرود کنان اشاره کردیم ...

ح.س

1395/12/12

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۰۹ساعت 1:32 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

خداوندا فقط یکبار دیگر

مرا دیدار رویش را عطا کن

مرا تنها به قدر لحظه ای چند

از این دلتنگی مفرط رها کن

پس از سی سال دوری بارالها

بیا یکبار تغییر قضا کن

مرا با درد هجران آزمودی

کمی من را به وصلش مبتلا کن

از این شوق و تمنا بهر دیدار

فقط قدر نگاهی سهم ما کن

مرا در اتفاقی نابهنگام

به بالینش رسان آنگه جدا کن

ح.س

1396/3/10

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ساعت 2:48 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

صفحه بندی